با فرا رسیدن سی امین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی ضرورت بیش از پیش احساس می شود که پدیده انقلاب اسلامی مورد توجه خاص قرار گیرد و شرایط کنونی انقلاب را مورد مداقه بیشتر قرار داد بالخصوص که امروز وارد مرحله جدیدی از الهام بخشی انقلاب اسلامی در میان جهانیان شده ایم.
برداشت نگارنده بنا بر شنیده مبارزین انقلاب از شرایط قبل از انقلاب اینگونه است که فشار ، تعقیب ، شکنجه ، زندان و کشتن برای همه مبارزین بود و گروه های مختلف که گاها مخالف هم بودند، بر علیه یکدیگر هم تبلیغ می کردند ، بحث می کردند ، کتاب و جزوه علیه هم منتشر می کردند در مبارزه علیه رژیم ستمشاهی در کنار هم بودند و با هم برنامه ریزی می کردند بگونه ای که در صفوف مبارزه تشخیص عضو جبهه فلان یا عضو گروه فلان میسر نبود اما آنچه مشهود بود نقش کمرنگ گروه های سیاسی در پیروزی انقلاب بود. وقتی به توده های ملت که در تظاهرات قبل از انقلاب پیام امام را پاسخ می دادند نگاه شود هیچ آرم و مشخصه ای از گروه های مختلف دیده نمی شد و این نشان از اتحاد ملت بود و واقعا رمز موفقیت همین اتحاد بود و انقلاب اسلامی بر این اساس پیروز شد.
بالطبع 2-4 سال پس از پیروزی انقلاب باید حدود مشخص می شد و لاجرم کسانی که مخالف انقلاب بودند حذف شدند چرا که خود آنها دیگر نمی خواستند همراه انقلاب بیایند و دست آنها برای ملت رو شده بود و فهمیدند شعارهای آنها در این ملت جایی ندارد ، ملاک خط حضرت امام بود و ملت جز این خط را برنمیتابید.
اکنون که پس از 30 سال به جریانهای سیاسی کشور نگاه می کنیم و به عمق این جریانات توجه می کنیم می بینیم که روحیه و نگاه آنها نسبت به اساس و اصول انقلاب تفاوتی نمی کند ولی در دسته بندی گروهی و حزبی خود شعارهای متفاوتی می دهند ، شعارهایی که بعضا با اصول انقلاب متناقض است.
اما آنچه اکنون ضرورت دارد ، توجه به این نکته است که الان ما در مرحله ای از انقلاب هستیم که واقعا یک اقبال جهانی به شعارهای انقلاب ایجاد شده است.
درست است که در قضیه غزه ، مردم جهان روی جنایات جنگی ، حقوق انسانها و کشتار کودکان و زنان تکیه کردند ولی سرَ همه این مخالفتها ، مخالفت با استکبار بود، مخالفت با صهیونیسم بود، مخالفت با تبعیض بین ملت ها بود و اینها همان چیزهایی بود که انقلاب اسلامی به دنیا صادر کرد ، شعار انقلاب ف عدالت خواهی و مخالفت با ظلم بود و لازمه عبور در چنین مرحله ای توجه و پرداختن به مقوله وحدت است ، وحدت حول محور ولایت.
در واقع باید قدرشناس چنین فضایی و فرصتی که برای انقلاب و صدور شعارهای آن ایجاد شده باشیم و دایره نگاه خود را چنان وسیع کنیم که تمامی خودی ها را در برگیرد ولی نه بگونه ای که کفار ، منافقین و کسانی که در دلهایشان مرض هست فرصت پیدا کنند که در صفوف فشرده ملت و دولت انشقاق ایجاد کنند.
ان شاء ا...
"اگر برای یک اشتباه هزار دلیل هم بیاوری می شود هزار و یک اشتباه.!"
نمی دانم چرا هر کسی می آید استان قزوین دوست دارد مصداق این جمله باشد.!
آب طلب نکرده همیشه مراد نیست گاهی بهانه ای است که قربانی ات کنند.!
1- بنا به مشکلات میراثی و ضرورت حل معضل ترافیک یک زیر گذر در حوالی سی و سه پل اصفهان به طول بیش از یک کیلومتر در کمتر از 11 ماه مورد بهره برداری قرار گرفت.
2- ظرف 3 سال گذشته بیش 40 هتل و هتل آپارتمان در شهر اردبیل مورد بهره برداری قرار گرفته است.
3- طی 3 سال گذشته ساخت 6 پل هوایی در اردبیل شروع ، که 2 تا از آنها افتتاح و الباقی بیش از 60درصد پیشرفت فیزیکی داشته.
4-به منظور رفع مشکلات مردم بسیاری از مدیران دستگاه های اجرایی تهران همکاریهای مشترکی را بیش از وظایف ذاتی دستگاه اجرایی خود شروع کرده اند.
و ....
برداشت دوم:
۱- احداث پل پلی وینا پس از 13 سال همچنان در دست اقدام است.
2- پس از 23 سال هنوز برای تعیین وضعیت خیابان شهید انصاری جلسه گذاشته می شود!
3-محاسبه پیشرفت فیزیکی پروژه زیرگذر ولایت امکان پذیر نیست.
4-پل پارکینگ شهید انصاری پس از 2 سال تمدید قرارداد هنوز به بهره برداری نرسیده است.
۵- طی 3 سال گذشته یک سانتی متر به مساحت فضای های اقامتی قزوین اضافه نشده است.
6-"ضمانت اجرایی پروژه های شهرداری قزوین توکل به خدا و ائمه است"!!!!
و .....
براستی تفاوت در چیست؟
درد ، زیستن با ماهیانی است که فکر دریا به ذهنشان خطور نکرده.!!
با همه این تفاسیر امیدوارم اکثریت شورای شهر با دقت سعی کنند دوباره از یک سوراخ گزیده نشوند و از این شرایط بحرانی با درایت عبور کنند.
امیدوارم!!
این مطلب در شماره اخیر هفته نامه رایحه مهرنوشته شده بود،من هم تو وبلاگم گذاشتم:
پس از 23 روز کشتار و جنایت ، واقعه غزه تا حدودی پایان یافت .
جنگ غزه در شرایطی اتفاق افتاد که براحتی می توان آنرا به مثابه یک امتحان برای خواص کشور فرض کرد.امتحانی که هر چند نتیجه آن دور از انتظار نبود ولی بهر حال پایان یافت و به شرکت کنندگان در این امتحان اعلام شد فرصت تمام شده است و باید برگه ها را بالا گرفت.
با انکه هنوز نتیجه قطعی امتحان اعلام نشده و لی می توان نمره خیلی ها را حدس زد. چرا که بعضی ها در خلال برگزاری امتحان فریاد برآوردند و سؤالات امتحان را نادرست بیان کردند ، عباراتی همچون "چرا باید از حماس حمایت کرد؟" ، " اسرائیل در دفاع مشروع از خود به این حمله دست زده است؟" ، "فلسطینی ها که مسلمان نیستند، ناصبی اند ، لزومی ندارد به آنها کمک کرد!" ، " حماس مورد حمایت وهابیون است ، نباید از آنها حمایت کرد!" و مطالبی از این دست.
عده ای دیگر نیز شیوه امیران عرب را برگزیدند و انگار نه انگار که امتحانی بوده است و خود را به بیخیالی زدند و سکوت اختیار نمودند که می توان به بعضی از نشریات داخلی اشاره کرد که در خلال این 23 روز تنها یکبار تیتر نشریه خود را به بحث غزه اختصاص دادند ویا سیاستمدارانی که در خصوص کوچکترین مباحث داخلی اظهار نظر و انتقاد به دولت را وظیفه می دانند ولی در خصوص فجایع غزه کوچکترین اشاره ای نمی کنند.
اما جالب عکس العمل کسانی بود که طیف اول را به شدت محکوم کردند و حرکت آنها را دور از انسانیت و اخلاق دانستند ولی خود نیز هیچگونه موضعی در قبال فاجعه غزه اختیار نکردند و بی شک نتیجه این موضع گیری منافقانه و سکوت مغرضانه نیز بزودی مشخص خواهد شد.
نکته ای که در این امتحان نمود پیدا کرد نتیجه ای بود که برای بعضی از افرادی که در خیلی از امتحانات گذشته سربلند بودند قابل تصور است ، کسانیکه بر خلاف امتحانات گذشته متناسب و همراه مقام معظم رهبری در میدان وارد نشدند و از تریبون هایی که در اختیار داشتند درست استفاده نکردند و حتی برخی حرکتهای خودجوش دانشجویان و طلاب را هم زیر سؤال بردند.
با همه این تفاسیر و گذشت 23 روز مقاومت همه جانبه و حمایت بی سابقه دولت جمهوری اسلامی ایران از مقاومت اسلامی و ارسال 22 نماینده ویژه به اقصی نقاط دنیا و تلاش رسانه ای فراوان برای شناساندن جنایات اشغالگران قدس به افکار عمومی جهان و زیر فشار اذهان عمومی قراردادن این رژیم ، پرونده این فاجعه به اتمام رسید و حال باید برگه های این امتحان را بالا گرفت و نتایج آنرا به تماشا نشست.
شهردار محترم و معاونین ایشان توضیحات مفصلی از نگاه جدید به بودجه و ضرورت تغییر در نحوه تدوین بودجه و تلاشها و جلسات متعددی که در این مدت گذاشته اند ارائه کردند که فارغ از اینکه چرا باید نگاه جدید بعد از 6 سال حاصل بشه باید قبول کرد که فشار بسیار زیادی بر روی شهرداری است و نادیده گرفتن زحمات آنها دور از انصاف!
اما وقتی صحبتهای آقای شهردار و معاونینشان به پایان رسید سؤالی از ایشان پرسیدم مبنی بر اینکه دقیقا یک سال و 2 هفته پیش در همین صحن شورا و با حضور آقای شهردار شورای شهر سیاستهای کلان خود را در 4 بخش ، 11 محور و 26 بند به شهرداری ابلاغ کرد که متاسفانه از این 26 بند 21 بند آن اجرا نشد که بعضی از این موارد نه مشکل تملک داشت نه مشکل طرح و نه دیگر مشکلات ، اما عملیاتی نشد! حال سوال من به عنوان نه تنها یک شهروند بلکه بعنوان یک عضو شورای شهر که از مشکلات ، کمبودها ، نحوه نظارت ، میزان بودجه و نحوه مدیریت شهرداری اطلاع دارم این است که چه ضمانتی وجود دارد که برنامه های سال 88 هم به سرنوشت برنامه های سال 87 دچار نشوند؟
در جواب سوال من آقای شهردار بیان کردند که مشکلات و زیرساختها و قیمت نفت و کم کاری گذشتگان و دیگر مسئولین باعث بوجود آمدن چنین فضایی شده است و پس از آنکه من اصرار کردم که مطالب ذکر شده جواب سؤال من نبود و عموما تدوین کننده هر برنامه ای ضمانت های اجرایی خود را هم در نظر می گیرد و شما آن ضمانت ها را بفرمائید ، اینچنین جواب گرفتم:
"ضمانت اجرایی ، توکل کنید به خدا و ائمه اطهار و بشینید ببینید چی میشه؟"
واقعا نمی دانم چه باید گفت در جواب این جمله! آقایان برای اداره شهر قرار است بشینند و ببینند چه می شود ! جداً متاسفم برای چنین نگاه مدیریتی و همچنین اکثریتی از شورای شهر که چنین نگاهی را تائید می کنند.


